روابط عمومی: 88201932 داخلی 205
  • زبان فارسی فارسی انتخاب زبان
  • زبان فارسی فارسی

دیفای و آینده بانکداری

پنج‌شنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
دیفای و آینده بانکداری

‌محمد غلامی – فعال حوزه اقتصاد دیجیتال و مدیر سرمایه گذاری شرکت توسعه سریع نوآوری ستارگان‌

‌ ‌

‌این یادداشت با اقتباس مفهومی از کتاب DeFi and the Future of Finance، نوشته Campbell R. Harvey، Ashwin Ramachandran و Joey Santoro تدوین شده و با استفاده از تحولات و گزارش‌های جدید حوزه مالی توکنیزه و دیفای نهادی به‌روزرسانی شده است.‌

مقدمه

‌همانطورکه بسیاری رمزارزها را آینده پول می‌دانند، می‌توان «دیفای» را نیز آینده امور مالی یا همان فایننس در نظر گرفت. نویسندگان کتاب «دیفای و آینده فایننس» نیز همین عقیده را دارند و چشم‌انداز فایننس کنونی را در حال فروپاشی توصیف می‌کنند و خبر از انقلابی در این حوزه می‌دهند. انقلابی که طی آن نقش مستقیم بانک‌ها و موسسات مالی غول‌پیکر از معاملات مالی کمرنگ خواهد شد و پروتکل‌های نوآورانه و الگوریتم‌ها نقش‌های اصلی را در این حوزه ایفا خواهند کرد. صحبت از چنین انقلابی شاید اکنون کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد؛ چراکه ارزش اکوسیستم دیفای در حال حاضر به حدود 100 میلیارد دلار می‌رسد و در مقایسه با سیستم مالی سنتی که صدها تریلیون دلار ارزش دارد، چندان به چشم نمی‌آید. امّا از نظر نویسندگان این کتاب، ما در ابتدای راه این انقلاب قرار داریم و چند دهه بعد دگرگونی‌های عظیم به معنای واقعی کلمه رخ خواهد داد که باید خود را از الآن برای استفاده از آثار این دگرگونی‌ها آماده کنیم.‌

بانک‌ها در اقتصاد مالی برنامه‌پذیر چه نقشی خواهند داشت و سرمایه‌گذاری آن‌ها باید به کدام سمت حرکت کند؟

‌دیفای یا مالی غیرمتمرکز را نباید صرفاً مجموعه‌ای از کاربردهای رمزارزی، صرافی‌های غیرمتمرکز یا بازارهای سفته‌بازانه دانست. دیفای در معنای گسترده‌تر، تلاشی برای بازطراحی زیرساخت‌های مالی با استفاده از بلاکچین، قراردادهای هوشمند، دارایی‌های توکنیزه‌شده و نرم‌افزارهای مالی قابل ترکیب است.‌

‌نظام مالی سنتی با وجود نقش اساسی خود در تجهیز منابع، تخصیص اعتبار، مدیریت ریسک و تسهیل مبادلات، با محدودیت‌هایی مانند تمرکز کنترل، هزینه بالای واسطه‌گری، دسترسی محدود، جزیره‌ای‌بودن سامانه‌ها، تأخیر در تسویه و شفافیت ناکافی مواجه است. دیفای می‌کوشد با تبدیل قواعد و فرایندهای مالی به کدهای قابل اجرا، بخشی از این محدودیت‌ها را کاهش دهد.‌

‌در نخستین مرحله توسعه دیفای، توجه بازار عمدتاً به صرافی‌های غیرمتمرکز، بازارسازهای خودکار، استیبل‌کوین‌ها، وام‌دهی وثیقه‌محور و توکن‌های حاکمیتی معطوف بود. بااین‌حال، مسیر تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که آینده این حوزه احتمالاً در حذف کامل بانک‌ها یا جایگزینی نظام مالی رسمی خلاصه نخواهد شد. جهت اصلی تحول، ترکیب قابلیت‌های دیفای با اعتماد نهادی، پول بانکی، چارچوب‌های تنظیم‌گری و دارایی‌های واقعی است.‌

‌ازاین‌رو، پرسش اصلی برای بانک‌ها این نیست که آیا باید وارد بازار خریدوفروش رمزارز شوند. پرسش مهم‌تر این است:‌

بانک در جهانی که پول، دارایی، وثیقه و قرارداد همگی قابل برنامه‌ریزی و هوشمند شده‌اند، چه نقشی خواهد داشت؟

دیفای؛ فراتر از خریدوفروش رمزارز

‌دیفای را می‌توان مجموعه‌ای از خدمات مالی دانست که قواعد اجرای آن‌ها، به‌جای آنکه صرفاً در فرایندهای سازمانی و سامانه‌های متمرکز قرار داشته باشد، در قالب قراردادهای هوشمند و زیرساخت‌های دیجیتال قابل اجرا تعریف می‌شود.‌

‌در چنین معماری‌ای، وام‌دهی، مبادله دارایی، مدیریت وثیقه، پرداخت سود، تسویه معامله و حتی بخشی از کنترل‌های انطباقی می‌توانند به‌صورت خودکار انجام شوند. قرارداد هوشمند پس از استقرار، مطابق قواعد از پیش تعیین‌شده عمل می‌کند و کاربران یا سایر برنامه‌ها می‌توانند مستقیماً با آن تعامل داشته باشند.‌

‌یکی از مفاهیم اساسی در دیفای، نگاه به خدمات مالی به‌عنوان مجموعه‌ای از اجزای پایه یا Financial Primitives است. پرداخت، مبادله، اعتبار، توکنیزه‌کردن، مدیریت وثیقه، بیمه و تسویه می‌توانند مانند قطعات نرم‌افزاری در کنار یکدیگر قرار گیرند و محصولات مالی جدیدی ایجاد کنند.‌

‌این ویژگی که با عنوان ترکیب‌پذیری یا Composability شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دیفای با بانکداری دیجیتال متعارف است. در بانکداری دیجیتال، مشتری از طریق یک کانال الکترونیکی به محصولات و فرایندهای موجود دسترسی پیدا می‌کند؛ اما در دیفای، محصول مالی می‌تواند از ترکیب چند خدمت یا پروتکل مستقل و به‌شکل نسبتاً سریع ساخته شود.‌

‌بنابراین، دیفای را نباید صرفاً دیجیتالی‌کردن بانکداری دانست. دیفای در پی نرم‌افزاری و برنامه‌پذیر ‌کردن منطق مالی است.‌

پنج مسئله ساختاری نظام مالی سنتی

۱. تمرکز کنترل

‌نظام مالی کنونی به شبکه‌ای از نهادهای مرکزی وابسته است. بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت، بورس‌ها، اتاق‌های پایاپای، متولیان نگهداری دارایی و سایر واسطه‌ها، هرکدام بخشی از زنجیره ارزش را کنترل می‌کنند.‌

‌این نهادها برای ایجاد اعتماد، حفاظت از دارایی و اجرای مقررات ضروری بوده‌اند؛ اما تمرکز قدرت در آن‌ها می‌تواند هزینه ورود را افزایش دهد، امکان رقابت را محدود کند و مشتری را به قواعد و زیرساخت‌های یک مجموعه خاص وابسته سازد.‌

‌دیفای تلاش می‌کند بخشی از اعتماد متمرکز بر نهاد را با اعتماد به کد، رمزنگاری، وثیقه و قواعد شفاف جایگزین کند. البته تجربه عملی نشان داده است که اعتماد نهادی کاملاً قابل حذف نیست؛ بلکه محل استقرار و نحوه اعمال آن تغییر می‌کند.‌

۲. دسترسی محدود

‌دسترسی به بسیاری از خدمات مالی به موقعیت جغرافیایی، سابقه اعتباری، حداقل سرمایه، ساعات کاری، نوع مشتری و محدودیت‌های حقوقی وابسته است. دیفای از نظر فنی می‌تواند برخی خدمات را بدون وابستگی مستقیم به شعبه، مرز جغرافیایی یا ساعت فعالیت ارائه کند.‌

‌بااین‌حال، بازبودن فنی به معنای فراگیری مالی کامل نیست. دسترسی بدون شناخت ریسک، حمایت از مصرف‌کننده و هویت معتبر می‌تواند آسیب‌های جدیدی ایجاد کند. به همین دلیل، نقش بانک‌ها و تنظیم‌گران در نسخه نهادی دیفای نه‌تنها از بین نمی‌رود، بلکه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.‌

۳. ناکارآمدی عملیاتی

‌بخش مهمی از هزینه نظام مالی از تعدد واسطه‌ها، ثبت اطلاعات در دفاتر جداگانه، تطبیق سوابق، فرایندهای دستی و فاصله زمانی میان معامله و تسویه ناشی می‌شود.‌

‌قراردادهای هوشمند می‌توانند برخی خدمات را با سربار سازمانی کمتر و در قالب برنامه‌های قابل استفاده مجدد ارائه کنند. البته این کارایی زمانی ایجاد می‌شود که قرارداد به‌درستی طراحی شده باشد و ریسک‌های فنی، حقوقی و اقتصادی آن تحت کنترل قرار گیرند.‌

۴. نبود تعامل‌پذیری

‌سامانه‌های مالی غالباً به‌صورت جزیره‌ای توسعه یافته‌اند. انتقال پول و اطلاعات میان بانک‌ها، بازار سرمایه، بیمه، صندوق‌ها و شرکت‌های فناوری، به اتصال‌های اختصاصی و فرایندهای چندمرحله‌ای نیاز دارد.‌

‌دیفای با ایجاد استانداردهای مشترک برای توکن‌ها و قراردادها، امکان تعامل مستقیم‌تر میان محصولات مالی را فراهم می‌کند. یک دارایی توکنیزه‌شده می‌تواند به‌طور هم‌زمان در کیف پول، بازار معامله، سامانه وثیقه‌گذاری و بستر تسویه استفاده شود؛ مشروط بر آنکه استانداردهای فنی و حقوقی لازم وجود داشته باشد.‌

۵. شفافیت ناکافی

‌در نظام سنتی، اطلاعات مربوط به وضعیت واسطه‌ها، پشتوانه دارایی‌ها، کیفیت وثایق و جریان تراکنش‌ها معمولاً در سامانه‌های متعدد و غیرعمومی نگهداری می‌شود.‌

‌دفترکل توزیع‌شده می‌تواند مشاهده‌پذیری بیشتری ایجاد کند، اما شفافیت بلاکچین الزاماً معادل شفافیت اقتصادی نیست. ممکن است تراکنش‌ها قابل مشاهده باشند، ولی هویت طرفین، ساختار مالکیت، وابستگی پروتکل‌ها و منشأ ریسک برای کاربران روشن نباشد.‌

‌بنابراین، شفافیت فنی باید با تحلیل داده، افشای اطلاعات، حسابرسی و چارچوب حقوقی تکمیل شود.‌

از دیفای اولیه تا مالی توکنیزه و نهادی

‌یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر، ورود تدریجی مفاهیم دیفای به زیرساخت رسمی بازارهای مالی است. تمرکز از ایجاد محصولات صرفاً رمزارزی به سمت توکنیزه‌کردن پول، اوراق، صندوق‌ها، مطالبات، وثایق و سایر دارایی‌های واقعی حرکت کرده است.‌

‌توکنیزه‌سازی می‌تواند مراحل پیام‌رسانی، تطبیق اطلاعات، انتقال مالکیت، پرداخت و تسویه را در یک بستر برنامه‌پذیر به یکدیگر متصل کند. همچنین تسویه اتمیک، مدیریت مستمر نقدینگی و انطباق تعبیه‌شده در قرارداد می‌توانند بخشی از اصطکاک‌های موجود در بازارهای مالی را کاهش دهند.‌

‌در معماری مالی نسل بعد، ذخایر بانک مرکزی، سپرده‌های بانک‌های تجاری و دارایی‌هایی مانند اوراق بهادار می‌توانند در قالب‌های توکنیزه و روی زیرساخت‌هایی تعامل‌پذیر قرار گیرند. در چنین مدلی، انتقال پول و دارایی به‌جای عبور از چند مرحله جداگانه، می‌تواند در قالب یک عملیات هماهنگ و برنامه‌پذیر انجام شود.‌

‌این تغییر جهت، پیام مهمی برای صنعت بانکداری دارد:‌

رقابت آینده الزاماً میان بانک و دیفای نیست؛ بلکه میان بانک‌هایی است که زیرساخت مالی برنامه‌پذیر را می‌سازند و بانک‌هایی که صرفاً مصرف‌کننده زیرساخت دیگران باقی می‌مانند.

دیفای زنجیره ارزش بانکداری را چگونه تغییر می‌دهد؟

۱. پول از «مانده حساب» به یک دارایی قابل برنامه‌ریزی تبدیل می‌شود

‌در نظام فعلی، پول بانکی عمدتاً به‌صورت مانده‌ای در دفاتر بانک ثبت می‌شود. امکان انتقال آن وجود دارد، اما منطق استفاده از پول معمولاً بیرون از خود پول و در سامانه‌های مختلف نگهداری می‌شود.‌

‌در اقتصاد توکنیزه، سپرده بانکی می‌تواند به شکلی دیجیتال و برنامه‌پذیر نمایش داده شود. به این ترتیب، شرایطی مانند زمان پرداخت، تحقق تعهد، تأیید تحویل کالا، محدودیت مصرف یا سطح دسترسی می‌تواند مستقیماً در جریان پرداخت لحاظ شود.‌

‌سپرده توکنیزه‌شده، برخلاف بسیاری از استیبل‌کوین‌ها، مطالبه‌ای از یک بانک تجاری است و می‌تواند در چارچوب نظام بانکی و سازوکارهای شناخت مشتری و مبارزه با پول‌شویی فعالیت کند.‌

‌برای بانک‌ها، این تحول می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نسل جدیدی از خدمات باشد:‌

  • ‌پرداخت‌های مشروط؛‌
  • ‌انتقال نقدینگی به‌صورت شبانه‌روزی؛‌
  • ‌خزانه‌داری لحظه‌ای شرکت‌ها؛‌
  • ‌پرداخت هم‌زمان با تحویل کالا یا دارایی؛‌
  • ‌تسویه خودکار معاملات؛‌
  • ‌پول دارای محدودیت مصرف یا زمان‌بندی مشخص.‌

۲. مرز میان معامله، پایاپای و تسویه کمرنگ می‌شود

‌در ساختار سنتی، ثبت سفارش، اجرای معامله، پایاپای، انتقال مالکیت و تسویه وجه در مراحل جداگانه انجام می‌شوند. وجود این فاصله زمانی، ریسک طرف مقابل، نیاز به نقدینگی و هزینه تطبیق اطلاعات را افزایش می‌دهد.‌

‌در زیرساخت توکنیزه، پول و دارایی می‌توانند در یک بستر برنامه‌پذیر قرار گیرند. در نتیجه، انتقال آن‌ها به‌صورت اتمیک انجام می‌شود؛ یعنی یا هر دو بخش معامله هم‌زمان نهایی می‌شوند یا هیچ‌کدام انجام نمی‌شوند.‌

‌این قابلیت می‌تواند زنجیره ارزش خدمات اوراق بهادار، کارگزاری، پایاپای، تسویه و نگهداری را تغییر دهد. بانک‌هایی که از محل عملیات دستی، تطبیق یا تأخیرهای تسویه درآمد کسب می‌کنند، ممکن است با کاهش بخشی از درآمدهای سنتی مواجه شوند؛ اما در مقابل، فرصت ارائه زیرساخت تسویه، مدیریت وثیقه، تأمین نقدینگی و عملیات برنامه‌پذیر را به دست می‌آورند.‌

۳. تأمین مالی به یک فرایند داده‌محور و مستمر تبدیل می‌شود

‌در بانکداری فعلی، اعتبارسنجی معمولاً در زمان اعطای تسهیلات انجام و پس از آن در دوره‌های مشخص به‌روزرسانی می‌شود. وثیقه نیز در بسیاری از موارد دارایی نسبتاً منفعلی است که ارزش‌گذاری و آزادسازی آن به فرایندهای دستی نیاز دارد.‌

‌در معماری دیفای، ارزش وثیقه، جریان وجوه و وضعیت تعهدات می‌توانند به‌صورت مستمر بررسی شوند. قرارداد هوشمند می‌تواند در صورت کاهش ارزش وثیقه، درخواست افزایش تضمین بدهد، حد اعتباری را اصلاح کند یا فرایند تسویه را آغاز نماید.‌

‌در نسخه نهادی این مدل، بانک همچنان مسئول ارزیابی اعتبار، پذیرش مشتری و مدیریت ریسک است؛ اما بخش‌هایی از اجرای قرارداد و کنترل وثایق خودکار می‌شود.‌

‌این تحول می‌تواند در حوزه‌های زیر اهمیت ویژه‌ای داشته باشد:‌

  • ‌تأمین مالی زنجیره تأمین؛‌
  • ‌تنزیل مطالبات؛‌
  • ‌تسهیلات مبتنی بر جریان نقدی؛‌
  • ‌اعتباردهی به کسب‌وکارهای کوچک؛‌
  • ‌معاملات بازخرید؛‌
  • ‌تأمین مالی اوراق و صندوق‌ها؛‌
  • ‌مدیریت وجه تضمین.‌

۴. توکن‌سازی، مدل انتشار و توزیع دارایی را تغییر می‌دهد

‌توکن‌سازی به معنای ایجاد یک نمایش دیجیتال و قابل برنامه‌ریزی از حقوق مربوط به یک دارایی است. دارایی موردنظر می‌تواند اوراق بدهی، واحد صندوق، سهام، طلا، ملک، فاکتور، کالای انبارشده یا یک جریان درآمدی باشد.‌

‌توکن‌سازی می‌تواند مالکیت کسری، انتقال سریع‌تر، پرداخت خودکار سود، مشاهده‌پذیری بیشتر و استفاده آسان‌تر از دارایی به‌عنوان وثیقه را ممکن سازد.‌

‌در چنین بازاری، بانک می‌تواند چند نقش را به‌طور هم‌زمان بر عهده گیرد:‌

  • ‌شناسایی و ایجاد دارایی پایه؛‌
  • ‌ارزیابی و پذیرش ریسک؛‌
  • ‌تعهد پذیره‌نویسی؛‌
  • ‌انتشار توکن؛‌
  • ‌نگهداری دارایی و کلید؛‌
  • ‌بازارگردانی؛‌
  • ‌تسویه؛‌
  • ‌مدیریت وثیقه؛‌
  • ‌عاملیت پرداخت و گزارش‌دهی.‌

بانکی که زیرساخت توکن‌سازی را در اختیار داشته باشد، تنها از سود تأمین مالی منتفع نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند از تمام چرخه عمر دارایی درآمد کارمزدی ایجاد کند.

۵. کیف پول می‌تواند جای حساب را به‌عنوان نقطه تماس مشتری بگیرد

‌حساب بانکی تاکنون نقطه اصلی ارتباط مشتری با نظام مالی بوده است. در اقتصاد دارایی‌های دیجیتال، کیف پول می‌تواند به درگاه اصلی دسترسی به پول، سرمایه‌گذاری، اعتبار، بیمه و خدمات پرداخت تبدیل شود.‌

‌اگر بانک‌ها در این لایه حضور نداشته باشند، ممکن است رابطه مستقیم با مشتری به پلتفرم‌های فناوری، کیف پول‌ها و بازارگاه‌های دارایی منتقل شود. در این شرایط، بانک صرفاً تأمین‌کننده ترازنامه، حساب یا تسویه در پشت صحنه خواهد بود.‌

‌بنابراین، سرمایه‌گذاری در کیف پول نباید صرفاً به ایجاد ابزاری برای نگهداری رمزارز محدود شود. کیف پول بانکی آینده باید بتواند هویت، پول بانکی، دارایی توکنیزه‌شده، مجوزهای دسترسی و خدمات مالی اشخاص ثالث را در محیطی یکپارچه مدیریت کند.‌

۶. انطباق از یک کنترل پسینی به بخشی از معماری محصول تبدیل می‌شود

‌در فرایندهای سنتی، بخش زیادی از کنترل انطباق پس از دریافت دستور یا اجرای تراکنش انجام می‌شود. در مالی برنامه‌پذیر می‌توان برخی قواعد را در خود دارایی یا قرارداد هوشمند تعبیه کرد.‌

‌برای نمونه، انتقال یک دارایی می‌تواند تنها میان کیف پول‌های احراز هویت‌شده امکان‌پذیر باشد؛ سقف مالکیت به‌صورت خودکار کنترل شود؛ یا پرداخت پس از تأیید شرایط حقوقی و تجاری انجام گیرد.‌

‌این تحول، مفهوم Compliance by Design یا «انطباق از مرحله طراحی» را وارد بانکداری می‌کند. بانک‌ها می‌توانند به‌جای مقابله با دیفای، هویت معتبر، داده‌های انطباقی و زیرساخت تنظیم‌گری را به آن اضافه کنند.‌

آیا دیفای بانک‌ها را حذف می‌کند؟

‌نگاه ساده‌انگارانه به دیفای، آن را پروژه‌ای برای حذف بانک‌ها می‌داند. اما نظام مالی تنها به انتقال وجه نیاز ندارد. تأمین مالی اقتصاد به خلق اعتبار، ارزیابی ریسک، مدیریت نقدینگی، تبدیل سررسید، تضمین حقوقی، حل اختلاف و حمایت از مصرف‌کننده نیازمند است.‌

‌پروتکل‌های خودکار می‌توانند اجرای بخشی از این فعالیت‌ها را بهبود دهند، اما مسئولیت نهادی و اجتماعی آن‌ها را به‌سادگی بر عهده نمی‌گیرند.‌

‌بانک‌ها از چند مزیت برخوردارند که برای توسعه دیفای نهادی حیاتی است:‌

  • ‌اعتماد عمومی و مجوز فعالیت؛‌
  • ‌دسترسی به زیرساخت پول و تسویه؛‌
  • ‌توان خلق اعتبار؛‌
  • ‌شناخت مشتری و کنترل انطباق؛‌
  • ‌مدیریت نقدینگی و ترازنامه؛‌
  • ‌شبکه مشتریان حقیقی و حقوقی؛‌
  • ‌تجربه حفاظت و نگهداری دارایی؛‌
  • ‌سازوکار پاسخ‌گویی و حل اختلاف.‌

بنابراین، بانک آینده احتمالاً از یک واسطه متمرکز و مالک تمام اجزای محصول، به هماهنگ‌کننده یک شبکه مالی برنامه‌پذیر تبدیل خواهد شد.

‌نقش بانک از «انجام تمام عملیات درون سازمان» به سمت این وظایف حرکت می‌کند:‌

  1. ‌انتشار پول قابل اعتماد؛‌
  2. ‌تأمین هویت و انطباق؛‌
  3. ‌ایجاد و ارزیابی دارایی‌های مالی؛‌
  4. ‌تأمین نقدینگی؛‌
  5. ‌نگهداری امن دارایی؛‌
  6. ‌مدیریت ریسک و وثیقه؛‌
  7. ‌تضمین قطعیت حقوقی و عملیاتی؛‌
  8. ‌هماهنگ‌کردن بانک، فین‌تک، بازار سرمایه و مشتری.‌

نشانه‌های تغییر در بانک‌های بزرگ جهان

‌حرکت به سمت مالی برنامه‌پذیر دیگر محدود به آزمایشگاه‌های نوآوری نیست. بانک‌های بزرگ بین‌المللی در حال توسعه زیرساخت‌هایی برای پرداخت برنامه‌پذیر، سپرده توکنیزه‌شده، انتشار دارایی دیجیتال، نگهداری دارایی و تسویه نزدیک به زمان واقعی هستند.‌

‌جی‌پی‌مورگان پلتفرم Kinexys را برای پرداخت‌های برنامه‌پذیر، توکنیزه‌سازی دارایی و تسویه نزدیک به زمان واقعی توسعه داده است. سیتی نیز از طریق خدمات توکنی خود، کاربردهای سپرده توکنیزه‌شده را در مدیریت نقدینگی و تأمین مالی تجارت بررسی می‌کند.‌

‌HSBC در حوزه انتشار اوراق دیجیتال، طلای توکنیزه‌شده، خدمات نگهداری و سپرده‌های توکنیزه‌شده فعالیت دارد. دویچه‌بانک نیز معماری‌های دیفای نهادی را با تمرکز بر کنترل دسترسی، حریم خصوصی، انطباق و استفاده از زیرساخت‌های بلاکچینی بررسی کرده است.‌

‌این نمونه‌ها نشان می‌دهند که انتخاب آینده الزاماً میان «بلاکچین عمومی کاملاً باز» و «شبکه خصوصی کاملاً بسته» نیست. معماری‌های ترکیبی در حال شکل‌گیری‌اند که قابلیت برنامه‌پذیری را با حاکمیت نهادی و الزامات تنظیم‌گری ترکیب می‌کنند.‌

سرمایه‌گذاری بانک‌ها باید به کدام سمت حرکت کند؟

‌راهبرد سرمایه‌گذاری بانک‌ها نباید به خرید رمزارز، تأسیس صرافی یا مشارکت پراکنده در چند پروژه بلاکچینی محدود شود. سرمایه‌گذاری باید بر نقاطی متمرکز شود که در زنجیره ارزش مالی آینده اهمیت پایدار دارند.‌

اولویت اول: سپرده توکنیزه‌شده و پرداخت برنامه‌پذیر

‌بانک‌ها باید برای حضور در لایه پول دیجیتال، توان انتشار و مدیریت سپرده‌های توکنیزه‌شده را توسعه دهند.‌

‌مهم‌ترین کاربردهای اولیه عبارت‌اند از:‌

  • ‌مدیریت نقدینگی درون‌گروهی؛‌
  • ‌پرداخت‌های شرکتی شبانه‌روزی؛‌
  • ‌پرداخت مشروط؛‌
  • ‌پرداخت مبتنی بر تحویل کالا؛‌
  • ‌تسویه معاملات دارایی‌های دیجیتال؛‌
  • ‌خزانه‌داری چندبانکی و چندارزی؛‌
  • ‌پرداخت‌های قابل برنامه‌ریزی زنجیره تأمین.‌

سرمایه‌گذاری در این حوزه، موقعیت بانک را در مهم‌ترین نقطه کنترل اکوسیستم، یعنی «پول تسویه»، حفظ می‌کند.

اولویت دوم: زیرساخت توکنیزه‌سازی دارایی‌های واقعی

‌بانک‌ها باید امکان انتشار، ثبت، انتقال، نگهداری و ابطال انواع دارایی‌های توکنیزه‌شده را ایجاد کنند.‌

‌بهتر است فعالیت از دارایی‌هایی آغاز شود که دارای چارچوب حقوقی روشن‌تر، جریان نقدی قابل تشخیص و مشتری سازمانی هستند؛ از جمله:‌

  • ‌اوراق بدهی؛‌
  • ‌گواهی سپرده؛‌
  • ‌واحدهای صندوق؛‌
  • ‌فاکتورها و مطالبات؛‌
  • ‌کالاها و گواهی‌های انبار؛‌
  • ‌دارایی‌های قابل وثیقه‌گذاری؛‌
  • ‌پروژه‌های تأمین مالی جمعی و خصوصی.‌

ارزش واقعی توکنیزه‌سازی زمانی ایجاد می‌شود که چرخه کامل دارایی، از انتشار تا معامله، تسویه و وثیقه‌گذاری، روی زیرساختی هماهنگ قرار گیرد.

اولویت سوم: نگهداری دارایی دیجیتال و مدیریت کلید

‌در بازار توکنیزه، کنترل دارایی با کنترل کلیدهای رمزنگاری ارتباط مستقیم دارد. بانک‌ها برای ایفای نقش متولی باید در فناوری‌های زیر سرمایه‌گذاری کنند:‌

  • ‌کیف پول‌های سازمانی؛‌
  • ‌محاسبات چندطرفه یا MPC؛‌
  • ‌سخت‌افزارهای امنیتی؛‌
  • ‌امضای چندگانه؛‌
  • ‌بازیابی کلید؛‌
  • ‌تفکیک دارایی مشتریان؛‌
  • ‌کنترل دسترسی و ثبت رخداد؛‌
  • ‌بیمه و پوشش مخاطرات نگهداری.‌

خدمات نگهداری یکی از نقاطی است که اعتماد بانکی می‌تواند به مزیت رقابتی و درآمد پایدار تبدیل شود.

اولویت چهارم: هویت دیجیتال و انطباق روی زنجیره

‌دیفای نهادی بدون هویت معتبر و انطباق قانونی قابل توسعه نیست. سرمایه‌گذاری بانک‌ها باید حوزه‌های زیر را پوشش دهد:‌

  • ‌هویت دیجیتال قابل‌حمل؛‌
  • ‌اعتبارنامه‌های قابل تأیید؛‌
  • ‌اتصال هویت حقوقی به کیف پول؛‌
  • ‌تحلیل تراکنش‌های زنجیره‌ای؛‌
  • ‌شناسایی مالک ذی‌نفع؛‌
  • ‌کنترل تحریم و پول‌شویی؛‌
  • ‌گزارش‌دهی ماشینی به نهاد ناظر؛‌
  • ‌فناوری‌های حفظ حریم خصوصی؛‌
  • ‌اثبات دانایی صفر.‌

بانک می‌تواند به ارائه‌دهنده «اعتماد به‌عنوان خدمت» تبدیل شود؛ به این معنا که سایر پلتفرم‌ها بدون دریافت تمام اطلاعات مشتری، از تأیید بانک درباره احراز هویت یا صلاحیت او استفاده کنند.

اولویت پنجم: امنیت قرارداد هوشمند و اوراکل

‌ریسک قرارداد هوشمند، حاکمیت، اوراکل، مقیاس‌پذیری و نگهداری از مهم‌ترین مخاطرات این حوزه هستند. یک قرارداد ممکن است از نظر برنامه‌نویسی خطا داشته باشد یا حتی بدون وجود خطای صریح، در برابر دست‌کاری اقتصادی آسیب‌پذیر باشد.‌

‌بانک‌ها باید در این حوزه‌ها قابلیت داخلی یا مشارکت راهبردی ایجاد کنند:‌

  • ‌ممیزی قرارداد هوشمند؛‌
  • ‌آزمون و شبیه‌سازی سناریو؛‌
  • ‌راستی‌آزمایی رسمی کد؛‌
  • ‌پایش لحظه‌ای قراردادها؛‌
  • ‌توقف اضطراری؛‌
  • ‌مدیریت ارتقای قرارداد؛‌
  • ‌اوراکل قیمت و داده معتبر؛‌
  • ‌کنترل ریسک اقتصادی پروتکل.‌

در مالی برنامه‌پذیر، ضعف نرم‌افزار می‌تواند مستقیماً به زیان مالی تبدیل شود؛ بنابراین امنیت سایبری باید با مهندسی مالی و مدیریت ریسک یکپارچه شود.

اولویت ششم: تعامل‌پذیری و اتصال به سامانه‌های بانکی

‌در آینده، یک شبکه واحد تمام نیازهای مالی را پوشش نخواهد داد. دارایی‌ها و پول‌ها ممکن است روی شبکه‌های عمومی، خصوصی، ملی یا تخصصی قرار گیرند.‌

‌بانک‌ها باید برای اتصال این شبکه‌ها به یکدیگر و به سامانه‌های اصلی خود سرمایه‌گذاری کنند:‌

  • ‌API و میان‌افزارهای بانکی؛‌
  • ‌اتصال دفترکل توزیع‌شده به Core Banking؛‌
  • ‌استانداردسازی پیام و داده؛‌
  • ‌انتقال امن دارایی میان شبکه‌ها؛‌
  • ‌مدیریت هویت چندشبکه‌ای؛‌
  • ‌کنترل نقدینگی میان دفاتر کل؛‌
  • ‌تطبیق حسابداری و گزارشگری.‌

توسعه ابتکارهای جداگانه توکنیزه‌سازی بدون تعامل‌پذیری می‌تواند به پراکندگی بازار و شکل‌گیری جزایر جدید نقدینگی منجر شود. ازاین‌رو، بانک‌ها باید از ابتدا معماری چندشبکه‌ای و استانداردمحور را در نظر بگیرند.

اولویت هفتم: پلتفرم‌های دیفای نهادی

‌بانک‌ها لازم نیست مستقیماً وارد پروتکل‌های عمومی و ناشناس شوند. آن‌ها می‌توانند قابلیت‌های دیفای را در محیط‌های مجوزدار یا ترکیبی به کار گیرند.‌

‌پلتفرم دیفای نهادی می‌تواند خدمات زیر را ارائه دهد:‌

  • ‌استخر نقدینگی میان مؤسسات احراز هویت‌شده؛‌
  • ‌وام‌دهی وثیقه‌محور؛‌
  • ‌معاملات بازخرید؛‌
  • ‌مدیریت خودکار وجه تضمین؛‌
  • ‌تأمین مالی زنجیره تأمین؛‌
  • ‌معامله و تسویه دارایی توکنیزه‌شده؛‌
  • ‌خزانه‌داری شرکتی؛‌
  • ‌بازار ثانویه دارایی‌های خصوصی.‌

در این مدل، برنامه‌پذیری و ترکیب‌پذیری دیفای با کنترل هویت، حاکمیت مشخص و مسئولیت‌پذیری نهادی ترکیب می‌شود.

اولویت هشتم: داده‌های زنجیره‌ای و هوش مصنوعی

‌دفاتر کل برنامه‌پذیر حجم بزرگی از داده‌های تراکنشی و رفتاری ایجاد می‌کنند. ترکیب این داده‌ها با اطلاعات بانکی و هوش مصنوعی می‌تواند در موارد زیر ارزش‌آفرین باشد:‌

  • ‌کشف تقلب؛‌
  • ‌شناسایی ارتباط میان کیف پول‌ها؛‌
  • ‌ارزیابی ریسک وثیقه؛‌
  • ‌پایش نقدینگی؛‌
  • ‌اعتبارسنجی مبتنی بر جریان وجوه؛‌
  • ‌قیمت‌گذاری تسهیلات؛‌
  • ‌پیش‌بینی نکول؛‌
  • ‌تشخیص تمرکز و سرایت ریسک.‌

دارایی راهبردی بانک آینده فقط داده مشتری نیست؛ بلکه توانایی بانک در تبدیل داده‌های درون‌زنجیره‌ای و برون‌زنجیره‌ای به تصمیم مالی خواهد بود.

بانک‌ها چگونه وارد این حوزه شوند؟

‌ورود به دیفای باید مرحله‌ای و مبتنی بر مسئله واقعی کسب‌وکار باشد.‌

افق اول: ایجاد قابلیت و زیرساخت

‌در این مرحله، بانک یا شرکت فناوری بانکی باید:‌

  • ‌تیم تخصصی مالی توکنیزه و قرارداد هوشمند تشکیل دهد؛‌
  • ‌محیط آزمون و سندباکس ایجاد کند؛‌
  • ‌معماری هدف خود را تعریف کند؛‌
  • ‌قابلیت نگهداری و مدیریت کلید را توسعه دهد؛‌
  • ‌چارچوب ارزیابی ریسک و امنیت قرارداد هوشمند تدوین کند؛‌
  • ‌همکاری با تنظیم‌گر، بازار سرمایه و شرکت‌های فین‌تک را آغاز نماید.‌

هدف این افق، فروش فوری محصول نیست؛ بلکه کاهش عدم قطعیت و ایجاد قابلیت سازمانی است.

افق دوم: تجاری‌سازی چند کاربرد محدود

‌در مرحله دوم باید چند مسئله با ارزش اقتصادی روشن انتخاب شود؛ برای مثال:‌

  • ‌سپرده توکنیزه‌شده برای مشتریان شرکتی؛‌
  • ‌پرداخت مشروط در زنجیره تأمین؛‌
  • ‌توکنیزه‌کردن مطالبات؛‌
  • ‌مدیریت وثیقه؛‌
  • ‌انتشار اوراق یا گواهی سپرده دیجیتال؛‌
  • ‌کیف پول سازمانی؛‌
  • ‌تسویه یک دارایی توکنیزه‌شده.‌

موفقیت پروژه باید با کاهش زمان، هزینه، سرمایه درگیر، خطای عملیاتی و ایجاد درآمد جدید سنجیده شود؛ نه صرفاً با راه‌اندازی یک نمونه فنی.

افق سوم: ساخت پلتفرم اکوسیستمی

‌در افق بلندمدت، بانک و هلدینگ فناوری آن باید به بستری تبدیل شوند که سایر بازیگران نیز بتوانند روی آن محصول بسازند.‌

‌بانک می‌تواند زیرساخت پول، هویت، نگهداری، تسویه و انطباق را فراهم کند و شرکت‌های گروه، فین‌تک‌ها، صندوق‌ها، کارگزاری‌ها و مشتریان سازمانی، خدمات خود را بر این زیرساخت ارائه دهند.‌

‌در این مرحله، مزیت رقابتی از مالکیت یک اپلیکیشن خاص حاصل نمی‌شود؛ بلکه از کنترل استانداردها، شبکه مشارکت‌کنندگان، نقدینگی و زیرساخت اعتماد ایجاد خواهد شد.‌

چه سرمایه‌گذاری‌هایی اولویت پایین‌تری دارند؟

‌همه پروژه‌هایی که از عنوان بلاکچین، وب ۳ یا دیفای استفاده می‌کنند، دارای ارزش راهبردی نیستند. بانک‌ها باید در برابر چند خطای رایج محتاط باشند:‌

‌نخست، ورود صرفاً سفته‌بازانه به توکن‌هایی که ارتباط روشنی با خدمات بانکی ندارند؛ دوم، ایجاد شبکه اختصاصی بدون مشتری، نقدینگی و تعامل‌پذیری؛ سوم، اجرای طرح‌های نمایشی که به سامانه‌های اصلی بانک متصل نمی‌شوند؛ چهارم، سرمایه‌گذاری در محصول بدون توجه به نگهداری، امنیت، انطباق و قطعیت حقوقی؛ و پنجم، فرض اینکه فناوری به‌تنهایی می‌تواند اعتماد، اعتبارسنجی و حاکمیت را حل کند.‌

‌ملاک سرمایه‌گذاری باید این باشد که پروژه موردنظر حداقل یکی از دارایی‌های راهبردی زیر را برای بانک ایجاد کند:‌

  • ‌کنترل پول تسویه؛‌
  • ‌دسترسی به دارایی و مشتری؛‌
  • ‌قابلیت نگهداری؛‌
  • ‌داده و هویت معتبر؛‌
  • ‌نقدینگی؛‌
  • ‌تعامل‌پذیری؛‌
  • ‌مالکیت فکری و توان فنی؛‌
  • ‌سهمی پایدار از درآمدهای زنجیره ارزش.‌

ریسک‌ها؛ چرا بانک باید محتاط اما فعال باشد؟

‌دیفای بسیاری از ریسک‌های نظام مالی سنتی را حذف نمی‌کند؛ بلکه شکل و سرعت انتقال آن‌ها را تغییر می‌دهد. ریسک نقدینگی، اهرم، هجوم برای برداشت، تمرکز، تضاد منافع و عدم تقارن اطلاعات می‌توانند در محیط دیفای نیز ظاهر شوند.‌

‌میزان واقعی تمرکززدایی در پروژه‌ها نیز یکسان نیست. ناشناس‌بودن توسعه‌دهنده یا توزیع ظاهری توکن‌های حاکمیتی الزاماً به معنای نبود گروه کنترل‌کننده نیست. وابستگی به اوراکل، رابط کاربری، پل میان‌زنجیره‌ای، توسعه‌دهندگان اصلی یا دارندگان عمده توکن می‌تواند تمرکز پنهان ایجاد کند.‌

‌افزایش ارتباط دیفای با نظام مالی سنتی نیز ممکن است کانال‌های جدیدی برای انتقال و سرایت ریسک ایجاد کند. به همین دلیل، ورود بانک‌ها باید همراه با چارچوب‌های دقیق مدیریت ریسک، امنیت، حاکمیت، حسابرسی و انطباق باشد.‌

‌راه‌حل، کناره‌گیری بانک‌ها از این تحول نیست. اگر بانک‌ها حضور نداشته باشند، استانداردهای فنی، مدل‌های کسب‌وکار و نقاط تماس مشتری توسط دیگران شکل خواهد گرفت. راهبرد مناسب، مشارکت کنترل‌شده، مرحله‌ای و مبتنی بر مدیریت ریسک است.‌

جمع‌بندی؛ بانک از واسطه مالی به معمار اعتماد تبدیل می‌شود

‌زیرساخت مالی موجود، با وجود نقش حیاتی خود، دارای اصطکاک‌ها و محدودیت‌هایی است که فناوری می‌تواند آن‌ها را کاهش دهد. قابلیت‌هایی مانند قرارداد هوشمند، توکنیزه‌سازی، ترکیب‌پذیری و تسویه خودکار نیز به‌تدریج در حال ورود به نظام مالی تنظیم‌گری‌شده هستند.‌

‌آینده محتمل نه «بانکداری کاملاً متمرکز امروز» است و نه «اقتصاد مالی کاملاً بی‌نیاز از نهاد». آینده در نقطه اتصال این دو شکل می‌گیرد: زیرساختی برنامه‌پذیر که در آن اعتماد نهادی، پول بانکی و مدیریت ریسک با سرعت، شفافیت و ترکیب‌پذیری دیفای همراه می‌شود.‌

‌بانک‌ها در این آینده همچنان نقش مهمی خواهند داشت، اما این نقش تغییر می‌کند. بانک دیگر لزوماً مالک تمام اجزای محصول و کانال توزیع نخواهد بود. مزیت آن در انتشار پول قابل اعتماد، تأمین نقدینگی، ایجاد دارایی، نگهداری امن، اعتبارسنجی، انطباق و هماهنگ‌کردن بازیگران اکوسیستم خواهد بود.‌

‌برای بانک‌ها و هلدینگ‌های فناوری بانکی، اولویت سرمایه‌گذاری باید از پروژه‌های پراکنده رمزارزی به سمت سپرده توکنیزه‌شده، پرداخت برنامه‌پذیر، توکنیزه‌سازی دارایی، نگهداری دیجیتال، هویت و انطباق، امنیت قرارداد هوشمند، تعامل‌پذیری و دیفای نهادی حرکت کند.‌

‌در اقتصاد مالی آینده، برنده بانکی نیست که بیشترین پروژه بلاکچینی را معرفی کند؛ برنده بانکی است که بتواند اعتماد، پول، داده، دارایی و فناوری را در یک زیرساخت برنامه‌پذیر، امن و مقیاس‌پذیر به یکدیگر متصل کند.‌